مرتضى راوندى

262

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

حدود العالم ، نيشابور چنين توصيف شده است : « نيشابور بزرگترين شهريست اندر خراسان و بسيار خواسته‌تر يك فرسنگ اندر يك فرسنگ است ، و بسيار مردم است و جاى بازرگانان است و مستقر سپاه سالاران است و او را قهندز است و ربض است و شهرستان است و بيشتر آب اين شهر از چشمهاست كه اندر زمين بياورده‌اند . و از وى جامهاى گوناگون خيزد پشم و پنبه . و او را ناحيتيست جدا و آن سيزده روستاست و چهار - خان . » « 1 » همچنين در كتاب عجايب المخلوقات آورده كه نيشابور را ( ايرانشهر ) خوانند و در خراسان از وى شهرى بزرگتر نبوده كوه فيروزه آنجاست و اين شهر در سنهء خمس و خمسمائه ويران شد به دست غز كه جماعت تركان بودند و مسجد جامعى داشت عجيب و غريب و حوض مسين در وى نهاده ، كه چهارصد مرد گرد آن درآمدى و وضو ساختى و چراغ برنجين برقبهء او آويخته بود كه چهارصد نوله داشت و در هر نوله يك من روغن رفتى . غزان آن را بشكستند و بر شتران بسته ببردند . . . فيروزه كه از آنجا حاصل مىشود ، بهترين فيروزه‌هاست و در كتابى ديده‌ام كه در آنجا ريواجى ( گياه ريواس ) هفده من ، پيش يكى از خلفا بردند . . . و گويند كه چون اسماعيل بن احمد سامانى به نيشابور رسيد و مشايخ و مشاهد و قنوات و مزارات آنجا را ديد ، گفت : « در هيچ‌جا چون نيشابور شهرى نديدم اما آبهاى او بر روى زمين و مشايخ او در زيرزمين مگر اندكى . و در نيشابور كاريزها بسيار است . » بزرگترين لطمات ، چنان كه ديديم ، در دوران قدرت چنگيز به اين شهر وارد شد . لسترنج ، در جغرافياى تاريخى خود ، با مراجعه به كليهء منابع ، خصوصيات جغرافيايى ، اقتصادى و هنرى كليهء شهرهاى ايران را بطرزى استادانه نوشته است . خراسان : « سرزمين خراسان در دوران قرون وسطى ، بمراتب بزرگتر از امروز بود و بر تمام ايالات اسلامى كه در سمت خاور كوير لوت تا كوههاى هند واقع بودند اطلاق مىشد . از شهرهاى بنام و تاريخى خراسان يكى نيشابور است . بطوريكه مقدسى و ساير مورخان متذكر شده‌اند « در قرن چهارم ، نيشابور شهر بزرگ و آبادى بود و مساحتش يك فرسخ در يك فرسخ بود ، و داراى شهر و قهندز و حومه ( ربض ) بود و مسجد جامع بزرگى در حومهء آن وجود داشت . زندان نيز تا دار الاماره فاصلهء زيادى نداشت . قهندز دو دروازه و شهر چهار دروازه داشت . بزرگترين بازارهاى شهر يكى بازار مربعهء بزرگ حوالى مسجد جامع و ديگرى بازار مربعهء كوچك بود . اين بازارهاى طولانى پر بودند از دكانها . در اين بازارها تيمها و سراهايى وجود داشت كه اصناف سوداگران در آنها مىزيستند ، و هر صنفى در محلى جدا از ديگران جا داشتند . كفاشان و بزازها و خرازىفروشها و پيشه‌وران ديگر هريك سرايى مخصوص به خود داشتند ، و هريك از خانه‌هاى شهر بوسيلهء قناتى كه از آن خانه عبور مىكرد مشروب مىشد . در تمام خراسان ، به نظر ابن حوقل ، شهرى خوش‌هواتر و آبادتر از نيشابور نبود . ثروت بازرگانانش بسيار بود و هر روز كاروانى تازه به آن شهر مىرسيد و انبارهاى آنجا را از كالاهاى گوناگون پر مىكرد و پارچه‌هاى ابريشمى و نخى آن شهر به نواحى ديگر حمل مىشد . مقدسى پس از تأييد اين گفته‌ها ، گويد نيشابور چهل و دو محله دارد كه برخى از محلات

--> ( 1 ) . حدود العالم من المشرق الى المغرب . به كوشش منوچهر ستوده ، ص 79 .